آیا تا به حال حس کردهاید که در دریایی از اطلاعات غرق شدهاید؟ کتابها، مقالات، پادکستها و دورههای آنلاینی که دنبال میکنید، اما پس از مدتی، ایدههای درخشان آنها از ذهنتان محو میشوند. آیا تا به حال برای نوشتن یک مقاله، گزارش یا حتی یک ایمیل مهم، به صفحهای سفید خیره شدهاید و نمیدانستید از کجا شروع کنید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید. این چالش مشترک عصر اطلاعات است.
اما راهحلی وجود دارد. روشی که نه تنها این مشکل را حل میکند، بلکه پتانسیل تفکر و خلاقیت شما را به سطح جدیدی ارتقا میدهد. این روش، زتل کاستن (Zettelkasten) نام دارد.
این مقاله، جامعترین راهنمای فارسی برای درک و پیادهسازی روش زتل کاستن است. ما از تاریخچه شگفتانگیز آن شروع میکنیم، به اعماق فلسفه و اصول بنیادین آن شیرجه میزنیم، یک نقشه راه گامبهگام و عملی برای شروع ارائه میدهیم، بهترین ابزارها را بررسی میکنیم و در نهایت، شما را برای ساختن «مغز دوم» خود آماده میکنیم. اگر آمادهاید تا روش یادگیری، تفکر و خلق کردن خود را برای همیشه متحول کنید، با ما همراه باشید.
زتل کاستن چیست؟ فراتر از یک جعبه یادداشت ساده
در نگاه اول، “Zettelkasten” یک کلمه آلمانی به معنای «جعبه یادداشت» یا «جعبه برگه» است (Zettel: برگه، Kasten: جعبه). این ترجمه، اگرچه صحیح است، اما ماهیت انقلابی این سیستم را پنهان میکند. زتل کاستن یک انبار یادداشت ساده نیست؛ بلکه یک سیستم مدیریت دانش پویا و شبکهای است.
تصور کنید به جای آنکه یادداشتهای خود را در پوشههای مجزا و سلسلهمراتبی (مانند پوشههای کامپیوتر) بایگانی کنید، آنها را به صورت ایدههایی کوچک و مستقل (که به آنها یادداشت اتمی میگوییم) ذخیره کرده و سپس این ایدهها را مانند یک شبکه عصبی به یکدیگر پیوند میدهید.
مغز دوم (Second Brain): بهترین تشبیه برای درک زتل کاستن، مفهوم «مغز دوم» است. این سیستم به عنوان یک شریک فکری خارجی عمل میکند. شما ایدهها را به آن میسپارید، و او نه تنها آنها را به شکلی قابل اعتماد نگهداری میکند، بلکه به شما کمک میکند تا ارتباطات غیرمنتظرهای بین آنها پیدا کنید، الگوها را کشف نمایید و به بینشهای جدیدی دست یابید که در حالت عادی ممکن نبود. این یک مکالمه دایمی با دانش گذشته خودتان است.
برخلاف یادداشتبرداری سنتی که خطی و منفعل است، زتل کاستن یک فرآیند غیرخطی و فعال است. شما صرفاً اطلاعات را جمعآوری نمیکنید، بلکه فعالانه با آن درگیر میشوید، آن را پردازش میکنید و در شبکهای از دانش شخصی خود میبافید.
داستان شگفتانگیز نیکلاس لومان: چگونه یک جامعهشناس با ۹۰,۰۰۰ یادداشت، جهان را شگفتزده کرد؟
برای درک قدرت واقعی روش زتل کاستن، باید با خالق آن، نیکلاس لومان (Niklas Luhmann) آشنا شویم. لومان (۱۹۲۷-۱۹۹۸) یکی از تأثیرگذارترین و پرکارترین جامعهشناسان قرن بیستم بود. آمار بهرهوری او حیرتانگیز است: در طول تقریباً ۳۰ سال فعالیت آکادمیک، او بیش از ۷۰ کتاب و ۴۰۰ مقاله علمی منتشر کرد که بسیاری از آنها در حوزههای مختلفی از جامعهشناسی گرفته تا فلسفه و اقتصاد، آثاری بنیادین محسوب میشوند.
راز این بهرهوری فوقالعاده چه بود؟ خود لومان پاسخی صریح داشت: زتل کاستن.
لومان کارمند دولت بود و به صورت تفننی مطالعه میکرد. او به تدریج سیستمی از یادداشتبرداری روی کارتهای استاندارد (Index Cards) را توسعه داد. وقتی به او پیشنهاد کرسی استادی در دانشگاه بیلفلد داده شد، او با اطمینان پذیرفت و گفت که تئوری و کتابهایش از قبل آماده هستند؛ فقط باید آنها را بنویسد. او به سیستم خود به عنوان یک همکار پژوهشی یا یک سیستم سایبرنتیک نگاه میکرد.
سیستم فیزیکی او شامل حدود ۹۰,۰۰۰ کارت یادداشت بود که در قفسههای چوبی بزرگی نگهداری میشدند. او روی هر کارت یک ایده واحد را مینوشت. سپس با یک سیستم آدرسدهی هوشمندانه (ترکیبی از اعداد و حروف، مثلاً 21/3d26g5
) هر یادداشت را به یادداشتهای مرتبط دیگر ارجاع میداد. این سیستم به او اجازه میداد تا یک دنباله از افکار را دنبال کند، از یک ایده به ایده دیگر بپرد و شبکهای عظیم و پیچیده از دانش را بپروراند. وقتی میخواست مقالهای بنویسد، به سادگی به یادداشتهای مرتبط با آن موضوع مراجعه میکرد، آنها را مرور میکرد و ساختار مقاله به طور طبیعی از دل ارتباطات موجود در سیستمش پدیدار میشد.

داستان لومان به ما نشان میدهد که زتل کاستن یک ترفند بهرهوری مدرن نیست، بلکه یک روش آزمونشده و قدرتمند برای تفکر عمیق و تولید خلاقانه است که امروز به لطف ابزارهای دیجیتال، در دسترس همگان قرار گرفته است.
فلسفه پنهان در زتل کاستن: چرا این روش اینقدر مؤثر است؟
اثربخشی زتل کاستن صرفاً به خاطر سازماندهی یادداشتها نیست، بلکه ریشه در تغییرات عمیق روانشناختی و شناختی دارد که در کاربر ایجاد میکند.
از مصرفکننده اطلاعات به خالق دانش
در روشهای سنتی، ما اطلاعات را جمعآوری میکنیم. مقالات را ذخیره میکنیم، کتابها را هایلایت میکنیم و ویدئوها را بوکمارک میکنیم. این کار به ما توهم دانش میدهد، پدیدهای که به آن «مغالطه گردآورنده» (Collector’s Fallacy) میگویند. ما فکر میکنیم چون به اطلاعات دسترسی داریم، پس آن را میدانیم.
زتل کاستن شما را مجبور میکند که از این حالت منفعل خارج شوید. برای ایجاد یک یادداشت دائمی، شما باید ایده را بفهمید، آن را با کلمات خود بازنویسی کنید و به ارتباط آن با دانش قبلیتان فکر کنید. این فرآیند، اطلاعات را به دانش واقعی و درونیشده تبدیل میکند.
گفتگو با ایدهها: شریک فکری خارجی شما
وقتی شبکه یادداشتهای شما رشد میکند، به یک موجودیت مستقل تبدیل میشود که میتوانید با آن “گفتگو” کنید. شما یک ایده جدید را وارد سیستم میکنید و سیستم از طریق پیوندهای موجود، پاسخها و ارتباطات غیرمنتظرهای را به شما نشان میدهد. این فرآیند که به آن «سرندیپیتی» (Serendipity) یا کشف خوشایند اتفاقی میگویند، یکی از بزرگترین مزایای زتل کاستن برای افزایش خلاقیت است. شما دیگر تنها فکر نمیکنید؛ شما با اکوسیستمی از بهترین ایدههای خود در حال همفکری هستید.
غلبه بر ترس از صفحه سفید
نویسندگان، دانشجویان و محققان همگی با این ترس آشنا هستند. زتل کاستن این مشکل را ریشهکن میکند. وقتی قرار است متنی بنویسید، شما از صفر شروع نمیکنید. شما از یک شبکه غنی از یادداشتهای پردازششده، اتمی و مرتبط شروع میکنید. کار شما دیگر خلق ایده از هیچ نیست، بلکه چینش، ترکیب و بسط دادن ایدههایی است که از قبل در اختیار دارید. این امر به شدت اضطراب را کاهش داده و فرآیند نوشتن را به کاری لذتبخش تبدیل میکند.
اصول بنیادین زتل کاستن: قوانین بازی برای یک تفکر شبکهای (با مثالهای عملی)
برای پیادهسازی موفقیتآمیز این روش، باید به چند اصل کلیدی پایبند بود. این اصول، دستورالعملهای نرمافزاری نیستند، بلکه قوانین تفکر هستند.
اصل ۱: اتمی بودن (Atomicity) – یک ایده، یک یادداشت
- شرح: هر یادداشت باید تنها و تنها به یک ایده، یک مفهوم یا یک استدلال واحد بپردازد. این کار باعث میشود یادداشت شما قابل حمل، قابل استفاده مجدد و به راحتی قابل پیوند دادن باشد.
- مثال عملی: به جای نوشتن یک یادداشت طولانی با عنوان «خلاصه کتاب آیین دوستیابی»، شما باید آن را به چندین یادداشت اتمی بشکنید:
- یادداشت ۱:
[[انتقاد مستقیم باعث ایجاد حالت تدافعی میشود]]
- یادداشت ۲:
[[به خاطر سپردن نام افراد، قویترین راه برای ایجاد ارتباط است]]
- یادداشت ۳:
[[برای علاقهمند کردن دیگران، به علایق آنها علاقه نشان دهید]]
- هر یک از این یادداشتها میتوانند به طور مستقل به مفاهیم دیگری مانند «روانشناسی رفتار»، «ارتباطات مؤثر» یا «هوش هیجانی» پیوند داده شوند.
- یادداشت ۱:
اصل ۲: استقلال (Autonomy) – هر یادداشت باید به تنهایی معنا داشته باشد
- شرح: هر یادداشت باید به گونهای نوشته شود که حتی سالها بعد، بدون نیاز به خواندن یادداشتهای دیگر، بتوانید مفهوم اصلی آن را درک کنید. از عناوین مبهم مانند «نکته مهم» یا «ادامه بحث» خودداری کنید.
- مثال عملی:
- نادرست: «این همان چیزی است که کلیر در موردش حرف میزد. باید برای عادتها ازش استفاده کرد.»
- درست: عنوان: قانون ۲ دقیقهای برای غلبه بر تنبلی. محتوا: جیمز کلیر در کتاب «عادتهای اتمی» پیشنهاد میکند که برای شروع یک عادت جدید، آن را به کاری تبدیل کنیم که کمتر از دو دقیقه طول میکشد. مثلاً «خواندن کتاب» به «خواندن یک صفحه» تبدیل میشود. این کار مقاومت ذهنی برای شروع را از بین میبرد.
[[عادتهای اتمی]]
[[تنبلی]]
اصل ۳: شبکهسازی (Linking) – قلب تپنده سیستم
- شرح: پس از ایجاد هر یادداشت جدید، همیشه از خود بپرسید: «این ایده جدید چگونه به چیزهایی که از قبل میدانم متصل میشود؟» فعالانه به دنبال ایجاد پیوند بین یادداشتها باشید. این پیوندها هستند که دانش شما را از یک لیست مرده به یک شبکه زنده تبدیل میکنند.
- مثال عملی: شما یادداشتی در مورد «اثر دانینگ-کروگر» (که افراد ناوارد اعتماد به نفس کاذب دارند) ایجاد میکنید. شما میتوانید آن را به یادداشتهای زیر پیوند دهید:
[[سقراط - میدانم که هیچ نمیدانم]]
(یک ارتباط فلسفی)[[اهمیت دریافت بازخورد از متخصصان]]
(یک راهکار عملی)[[فراشناخت - تفکر درباره تفکر]]
(یک مفهوم روانشناسی مرتبط)
اصل ۴: پردازش فعال (Writing in Your Own Words) – کلید درک عمیق
- شرح: هرگز، هرگز و هرگز متن را صرفاً کپی-پیست نکنید. هایلایت کردن و کپی کردن، میانبرهایی به سمت فراموشی هستند. فرآیند ترجمه یک ایده به کلمات خودتان، مغز را وادار به کشتی گرفتن با آن مفهوم و درک عمیق آن میکند.
- مثال عملی: به جای کپی کردن یک پاراگراف از ویکیپدیا در مورد «جریان (Flow)»، سعی کنید آن را با زبان خودتان توضیح دهید: «جریان یک حالت ذهنی است که در آن فرد کاملاً در یک فعالیت غرق میشود. در این حالت، تمرکز به اوج میرسد، گذر زمان حس نمیشود و خود فعالیت به پاداش تبدیل میشود. برای رسیدن به این حالت، چالش فعالیت باید با سطح مهارت فرد متناسب باشد.»
اصل ۵: ساختار ارگانیک (Emergent Structure) – خداحافظی با پوشهها
- شرح: در زتل کاستن، شما از ابتدا نگران ایجاد یک ساختار پوشهبندی کامل و بینقص نیستید. ساختار به صورت طبیعی و ارگانیک از دل پیوندهایی که ایجاد میکنید، پدیدار میشود. موضوعات و خوشههای فکری به مرور زمان خودشان را نشان میدهند.
- مثال عملی: شما نیازی به ساختن پوشههای «روانشناسی»، «بهرهوری» و «فلسفه» ندارید. شما فقط یادداشتهای اتمی خود را ایجاد میکنید. پس از مدتی، با استفاده از نمای گراف (Graph View) در ابزارهایی مانند ابسیدین، خواهید دید که یادداشتهای مربوط به بهرهوری به طور طبیعی در یک خوشه کنار هم قرار گرفتهاند و با خوشههای دیگر ارتباط دارند.
اصل ۶: یادداشتهای راهنما (Index/Hub Notes) – دروازههای ورود به دانش
- شرح: با رشد سیستم، برای دسترسی به موضوعات اصلی، میتوانید یادداشتهای راهنما یا هاب (که گاهی MOC – Map of Content نامیده میشوند) ایجاد کنید. این یادداشتها خودشان محتوای زیادی ندارند، بلکه مانند یک فهرست، به تمام یادداشتهای مهم و بنیادین در یک حوزه خاص پیوند میدهند.
- مثال عملی: ایجاد یک یادداشت به نام
[[مدلهای ذهنی MOC]]
. در این یادداشت، شما لیستی از پیوندها به یادداشتهای اتمی خود در این زمینه را قرار میدهید:[[اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)]]
[[تیغ اوکام]]
[[تفکر از اصول اولیه (First-Principles Thinking)]]
[[دایره صلاحیت]]
آناتومی یک سیستم زتل کاستن: انواع یادداشتها
یک سیستم زتل کاستن کارآمد معمولاً از سه نوع یادداشت تشکیل شده است که یک جریان کاری را شکل میدهند:
- یادداشتهای گذرا (Fleeting Notes): اینها افکار، ایدهها و جرقههای ذهنی خامی هستند که در طول روز به ذهن شما میرسند. آنها موقتی هستند و هدفشان فقط ثبت سریع ایده قبل از فراموش شدن است. آنها را روی دستمال کاغذی، در یک اپلیکیشن یادداشت سریع موبایل یا یک دفترچه جیبی بنویسید. این یادداشتها باید به طور منظم پردازش و سپس دور ریخته شوند.
- یادداشتهای کتابشناختی (Literature Notes): وقتی در حال مطالعه یک منبع (کتاب، مقاله، پادکست) هستید، نکات مهم را با کلمات خودتان در یک یادداشت مجزا مینویسید. این یادداشتها بسیار مختصر هستند و به منبع اصلی ارجاع داده میشوند. تمرکز بر درک و برداشت شما از محتواست، نه کپی کردن آن.
- یادداشتهای دایمی (Permanent Notes): اینها قلب سیستم شما هستند. برای ایجاد آنها، به یادداشتهای گذرا و کتابشناختی خود نگاه میکنید. هر ایده ارزشمندی را استخراج کرده و آن را طبق اصول (اتمی، مستقل، با کلمات خودتان) در یک یادداشت دائمی جدید قرار میدهید. سپس آن را به یادداشتهای دائمی دیگر در سیستم خود پیوند میدهید. این یادداشتها دیگر هرگز پاک یا ویرایش اساسی نمیشوند؛ بلکه دانش جدید در یادداشتهای جدید به آنها پیوند داده میشود.
جریان کاری:
ایده گذرا/مطالعه -> یادداشت کتابشناختی/گذرا -> پردازش -> ساخت یادداشت(های) دایمی -> پیوند دادن به شبکه موجود
راهنمای جامع و گامبهگام برای شروع اولین زتل کاستن شما در ۷ روز
شروع کار ممکن است کمی دلهرهآور به نظر برسد. این نقشه راه ۷ روزه به شما کمک میکند تا به آرامی و به طور مؤثر اولین سیستم خود را بسازید.
روز اول و دوم: انتخاب ابزار و تغییر ذهنیت
- اقدام روز اول: ابزار خود را انتخاب و نصب کنید. برای شروع، Obsidian (ابسیدین) یک گزینه فوقالعاده است. رایگان، قدرتمند، آفلاین و دارای یک جامعه کاربری بزرگ است. یک «Vault» (خزانه) جدید بسازید و نامی مانند My Second Brain برای آن بگذارید.
- اقدام روز دوم: این مقاله را دوباره بخوانید و روی درک عمیق اصول تمرکز کنید. یک دفترچه جیبی یا اپلیکیشن یادداشت سریع برای ثبت یادداشتهای گذرا آماده کنید. امروز فقط تمرین کنید: هر فکر جالبی که به ذهنتان رسید را بدون وسواس یادداشت کنید.
پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید: » ابسیدین چیست و چه کاربردهایی دارد؟

روز سوم و چهارم: پردازش اولین منابع و ساخت یادداشتهای دائمی
- اقدام روز سوم: یک منبع اطلاعاتی که اخیراً مصرف کردهاید را انتخاب کنید (یک فصل کتاب، یک مقاله جالب، یک ویدیوی یوتیوب). در حین مرور آن، یادداشتهای کتابشناختی بردارید. روی یک برگه یا در یک فایل متنی، نکات کلیدی را با زبان خودتان بنویسید.
- اقدام روز چهارم: به یادداشتهای کتابشناختی دیروز و یادداشتهای گذرای دو روز اخیر نگاه کنید. ۳ تا ۵ ایده اصلی را انتخاب کنید. برای هر ایده، یک یادداشت دایمی در ابسیدین بسازید. برای هر کدام، اصول اتمی بودن، استقلال و نوشتن با کلمات خودتان را رعایت کنید. فعلاً نگران پیوندها نباشید.
روز پنجم و ششم: تمرین پیوند زدن و ساخت اولین هاب
- اقدام روز پنجم: ۵ یادداشت دائمی جدید بر اساس منابع دیگر بسازید. اما این بار، پس از ساخت هر یادداشت، مکث کنید و از خود بپرسید: «این ایده به کدام یک از یادداشتهای قبلی من مرتبط است؟» با استفاده از فرمت
[[عنوان یادداشت]]
حداقل ۲-۳ پیوند برای هر یادداشت جدید ایجاد کنید. - اقدام روز ششم: به ۱۰-۱۵ یادداشتی که ساختهاید نگاه کنید. آیا موضوع مشترکی بین آنها میبینید؟ (مثلاً «یادگیری» یا «تصمیمگیری»). یک یادداشت راهنما (MOC) بسازید. مثلاً یک یادداشت جدید به نام
[[یادگیری MOC]]
ایجاد کنید و در آن به تمام یادداشتهای مرتبط با یادگیری پیوند دهید.
روز هفتم: مرور، کشف و لذت بردن از شبکه نوپای خود
- اقدام روز هفتم: امروز هیچ یادداشت جدیدی نسازید. فقط در سیستم خود گشت و گذار کنید. روی پیوندها کلیک کنید. از نمای گراف (Graph View) ابسیدین برای دیدن شبکه کوچک خود استفاده کنید. ببینید آیا ارتباطی را میبینید که قبلاً به آن فکر نکرده بودید. هدف این است که با سیستم خود احساس راحتی کنید و پتانسیل آن را ببینید.
شما موفق شدید! شما پایه و اساس مغز دوم خود را بنا نهادید. از اینجا به بعد، کافی است این فرآیند را به یک عادت روزانه یا هفتگی تبدیل کنید.
انتخاب ابزار مناسب: بهترین نرمافزارهای زتل کاستن در سال ۲۰۲۵
ابزار صرفاً وسیله است، اما یک ابزار خوب میتواند اجرای اصول را بسیار آسانتر کند.
- Obsidian (ابسیدین): پادشاه آفلاین (قدرتمند، رایگان، امن)
- نقاط قوت: فایلهای شما با فرمت استاندارد Markdown روی کامپیوتر شما ذخیره میشوند (امنیت و ماندگاری بالا). بسیار سریع و قابل تنظیم است. دارای هزاران پلاگین برای افزودن قابلیتهای جدید. نمای گراف آن فوقالعاده است. رایگان برای استفاده شخصی.
- نقاط ضعف: همگامسازی بین دستگاهها نیازمند پرداخت هزینه یا تنظیمات دستی است.
- Roam Research: پیشگام آنلاین
- نقاط قوت: تجربه کاربری بسیار روان برای پیوند دادن و ساختاردهی رئوس مطالب (Outlining). پیوندهای دوطرفه (Backlinks) را به صورت خودکار در پایین صفحه نمایش میدهد.
- نقاط ضعف: مبتنی بر وب و پولی است. دادههای شما روی سرورهای آنها ذخیره میشود.
- Logseq: جایگزین متنباز و قدرتمند
- نقاط قوت: بسیار شبیه به Roam Research اما متنباز، رایگان و با قابلیت کار با فایلهای محلی (مانند ابسیدین). تمرکز قوی بر روی ساختار رئوس مطالب دارد.
- نقاط ضعف: هنوز به اندازه ابسیدین از نظر اکوسیستم پلاگینها بالغ نیست.
- روش فیزیکی: بازگشت به اصالت لومان
- نقاط قوت: تعامل فیزیکی با کارتها میتواند به تفکر کمک کند. عدم وجود حواسپرتیهای دیجیتال.
- نقاط ضعف: بسیار کندتر، جستجو دشوار، غیرقابل حمل و پشتیبانگیری از آن سخت است.
توصیه ما: با ابسیدین شروع کنید. این ابزار بهترین تعادل بین قدرت، امنیت و سادگی را برای یک تازهکار فراهم میکند.
اشتباهات رایج تازهکارها و چگونه از آنها اجتناب کنیم
- دام کمالگرایی: تلاش برای ایجاد سیستم عالی از روز اول.
- راه حل: بپذیرید که سیستم شما به مرور تکامل مییابد. فقط شروع کنید.
- گردآوری بهجای پردازش (Collector’s Fallacy): وارد کردن دهها یادداشت بدون پردازش و پیوند دادن آنها.
- راه حل: کیفیت را به کمیت ترجیح دهید. ساختن ۳ یادداشت پردازششده و پیوندخورده در روز بهتر از کپی کردن ۲۰ یادداشت است.
- پیچیده کردن بیش از حد سیستم: درگیر شدن با تگها، پوشهها، پلاگینها و ساختارهای پیچیده از همان ابتدا.
- راه حل: در ماه اول فقط روی یادداشتهای اتمی و پیوندهای مستقیم تمرکز کنید. بقیه چیزها بعداً اضافه خواهند شد.
- فراموش کردن فرآیند مرور: فقط یادداشت اضافه میکنید و هرگز به عقب برنمیگردید تا در شبکه خود گشت و گذار کنید.
- راه حل: زمانی را در هفته به مرور تصادفی یادداشتها و بازی با نمای گراف اختصاص دهید.
پرسشهای متداول درباره زتل کاستن
- آیا زتل کاستن برای همه مناسب است؟
این روش برای هر کسی که با دانش سروکار دارد و به تفکر عمیق و خلاقیت اهمیت میدهد (دانشجویان، محققان، نویسندگان، مهندسان و مدیران) بسیار مفید است. اما برای مدیریت وظایف روزمره، ابزارهای دیگری مانند Todoist بهتر هستند. - چقدر طول میکشد تا نتایج آن را ببینم؟
بلافاصله احساس وضوح بیشتری خواهید کرد. اما قدرت واقعی شبکه با رسیدن به چند صد یادداشت (معمولاً پس از چند ماه) خود را نشان میدهد. صبور باشید. - آیا میتوانم از پوشهها در کنار زتل کاستن استفاده کنم؟
بله، اما با احتیاط. برخی از افراد از پوشهها برای دستهبندیهای بسیار گسترده و سطح بالا استفاده میکنند (مثلاً 01-Projects, 02-Areas, 03-Zettelkasten). اما هسته اصلی سیستم شما باید بر پیوندها متکی باشد، نه پوشهها.
نتیجهگیری: زتل کاستن بیش از یک روش، یک سرمایهگذاری فکری است
زتل کاستن یک تکنیک یادداشتبرداری نیست؛ یک سیستم جامع برای تفکر است. این روش، شما را از یک مصرفکننده منفعل اطلاعات به یک معمار فعال دانش تبدیل میکند. با ساختن مغز دوم خود، شما در حال ایجاد یک دارایی فکری هستید که با گذشت هر روز ارزشمندتر میشود. این سیستم به شما کمک میکند بهتر یاد بگیرید، عمیقتر فکر کنید، خلاقیت خود را آزاد کنید و با اطمینان بیشتری ایدههای خود را به جهان عرضه کنید.
سفر شما برای ساختن مغز دومتان از امروز آغاز میشود. ابزار خود را انتخاب کنید، اولین یادداشت خود را بنویسید و اولین پیوند را ایجاد کنید. این یک سرمایهگذاری بر روی مهمترین دارایی شماست: ذهن شما.